تبليغاتX
آفتاب طوس

آفتاب طوس

وابسته به هیئت غلامان حضرت نرجس (س) کرمان

 دسته دوم؛  آن هایی كه ادعا داشتند شیعه بودند. از مدینه تا كربلا قدم به قدم همراه سیدالشهدا(علیه السلام) بودند، شب عاشورا در خیمه، بعد از صحبت های امام حسین(علیه السلام) خیلی ها رفتند. چه چیز باعث شد این ها نسبت به امام زمانشان بی تفاوت باشند و عهدشان را شكستند؟ همین حب دنیا، محبت زن و محبت فرزند انسان را جدا می كند از امام زمان(ارواحنا فداه). این ها انسان را می اندازد در یك وادی دیگری. یك وقتی می رسد از بین امام زمان(ارواحنا فداه) و زن و فرزند، یكی را باید انتخاب كنید و آزمایش می شوید و می بینید كه خیلی هم سخت است. خیلی ها به آزمایش های مالی می رسند می گذارند می روند. آن هایی كه دیشب با دل و جان نفس و مالتان را دادید، امتحان می شوید. اگر شوخی كرده باشید آقا كاری با شما ندارد. می دانند شوخی است و اگر جدی گفتید، آقا امتحانتان می كند. هی می گوید: جانم را می دهم، مالم را می دهم. یك وقت آقا می فرماید: حالا بیا جانت را بده، مالت را بده، ببینیم از روی اكراه می دهی، می گویی آقا من مالم را بدهم چه كنم؟ یا می گویی: همه اش فدای شما.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9:40  توسط احمد  | 

واسه اون گنبد زرين

 پشت كوه های خراسون مرقد پاكتو ديدن 

 واسه او صحن مطهر تو غروب كنار ايوون

واسه كفترای معصوم  كه تو آسمون می گردن    واسه آدمای مغموم  كه ميان دخيل می بندن

واسه اون هوای تازه  كه پر از عطر گلابه          اگه دستم به ضريحت  برسه واسم يه خوابه   

 واسه اون حوض قشنگی  كه پر از آب زلاله    واسه سنگ فرشای ايوون كه برام خواب و خياله

دل من تنگه ميدونی     كاشكی قابلم بدونی

چقدر آرزو دارم   لب حوض وضو بگيرم      يا كه از تربت پاكت مثل ياسا بو بگيرم

واسه اون اوج شكفتن  توی عالم زيارت   واسه اون لحظه كه آدم می رسه به بی نهايت

واسه اون كفشا كه مردم  روی پله در ميارن   واسه اون شمعی كه روشن توی صحن تو می زارن

واسه اون ساحت پاكی كه درش هميشه بازه      واسه دستای نيازی كه به سوی تو درازه

دل من تنگه می دونی   كاشكی قابلم بدونی

هيچ كسی نوميد و ناكام  نمی ره از آستانت    تو پر از لطف و شفايی واسه درد دوستانت

مثل مرهم تو ميمونی  واسه آدمای دربند   تو اميدی كه می شينه  توی قلب يه نيازمند

تو صدام كن تو صدام كن زائر كوی تو باشم  

  يا برای كفترات من سر ظهر دونه بپاشم

من يه قاصر يه خطاكار لحظه خوب مناجات 

  ميدونم كه هيچ نيازی به زيارتم نداری

اما من غرق نيازم اما تو بزرگواری 

  واسه تو حرم نشستن واسه لحظه‌ی رسيدن

دل من تنگ می دونی  كاشكی قابلم بدوني

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 8:21  توسط احمد  | 

بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد.
غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.
مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:
شرف، بازوت گیرد تا بخیزد
محبت، آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
نگاه راستی در جست و جویت
و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.
و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:
“هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید.”
تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:
فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.
و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 22:17  توسط احمد  | 

انتصاب مرآت توحید ، شهسوار عرصه تجرید ، محور عدالت ، رادمرد بی

 

 مثال شجاعت ، اسوه بی عدیل صبر و استقامت ، همتای کوثر ، مولای متقیان

 

 ، یعسوب الدین

 

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام

 

به سرپرستی عوالم وجود بر فراز دوش اشرف کائنات ، سبب ایجاد ممکنات ،

 بر زهرای مرضیه (س)

و ولی مطلق زمان حضرت حجة بن الحسن العسکری (ع)

 تهنیت باد .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 22:10  توسط احمد  | 

در لیله ذیقعده سالروز شهادت مظلومانه

 

 جوانترین ائمه اطهار (ع) بدست پلید ام الفضل و

 

 بدستور معتصم ملعون در سنه 220 هجری قمری

 

 با سمّ جفا برای همدردی با حضرت ولی عصر

 

(عج) و پدر بزرگوارش علی بن موسی الرضا (ع)

 

 به سوگ می نشینیم .

روزى امام محمد تقى (ع) بر عموى پدرش، على بن جعفر الصادق (ع) وارد گرديد. على بن جعفر، كه در كهولت سن بود، به احترام آن حضرت از جاى خود برخاست و وى را به حدى تكريم و تعظيم نمود كه سرزنش اطرافيان را برانگيخت و به او خُرده گرفتند كه تو عموى پدرش و بزرگ خاندان آل امام جعفر صادق (ع) هستى، چگونه با اين كهولت سن، براى اين نوجوان تواضع مى‏كنى؟ على بن جعفر در كمال متانت، دست به محاسن خويش كشيد و گفت: اگر خداوند منان اين محاسن سفيد مرا براى امامت لايق ندانست، من آن را سزاوار آتش جهنم مى‏دانم اگر به امامت ولىّ زمان خود، حضرت امام محمد تقى (ع) اقرار نكنم‏ .

على بن جعفر كه رحمت حق بر روانش باد، با اين گفتار و كردار خود، به اطرافيان خويش و تمام مسلمانان در اعصار بعد، درس امام‏شناسى آموخت .

درسهائی از امام همام :

 

1. قالَ الْجَوادُ (ع): عِزُّ الْمُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ.
عزّت مؤمن در بى‏نيازى او از مردم است.
2. قالَ (ع): لاتَكُنْ وَلِيّاً لِلَّهِ فِى الْعَلانِيَةِ وَعَدُوّاً لَهُ فِى السِّرِ.

دوست خدا در آشكار و دشمن او در پنهان مباش.
3. قالَ (ع): مَنِ اسْتَفادَ اَخاً فِى اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفادَ بَيْتاً فِى الْجَنَّةِ.

كسى كه براى رضاى خداوند، برادر دينى‏اش را استفاده رساند، خانه‏اى را در بهشت به استفاده خواهد برد.
4. قالَ (ع):اِيَّاكَ وَمُصاحَبَةِ الشَّريرِ فَاِنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَيَقْبَحُ آثارُهُ.

از رفاقت با آدم بد بپرهيز؛ چه اين كه او به مانند شمشير كشيده‏اى است كه منظرش نيكو و آثارش زشت است.
5. قالَ (ع):اَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ اِلى‏ ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفيقٍ مِنَ اللَّه، وَواعِظٍ مِن نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ‏

هر مؤمنى به سه خصلت نيازمند است: توفيق الهى، واعظى از نفس او كه پيوسته او را موعظه كند، و قبول كند از آن كه او را نصيحت كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 18:13  توسط احمد  | 

(امام رضا )
 این منم یه بنده ام ، باز اومدم زیارتت
این منم یه مخلصم ، باز اومدم به دیدنت
 
واسه خاطـر دلـم ، یه نگاهی به من بکن
قربــون غــریــبـی و ، فــدای اسـتقامتت
 
باز می خوام واسطه شی برای این همه گناه
 چه کنم کـــوچــیــکم و شرمنده صداقـــتــت
 
دلم از غــصه پر ، چــشــمـام از شرم و حیا 
چطوری نـگات کــنم ، قربون اون شرافتت
 
دســتمـو بـگـیر که من گدای درگاهـت شـدم
محـتاج بـزرگـیـت و دلـبـستـــه ســخــاوتـت
 
زبـونـم بـند اومده،خودت بخون از تو چشام
کـــه گــنـاهم چـی بـوده، فدای اون کرامتت
 
آهوی دشــتم و از حــادثــــه گــرگ ، زخمی
امیــدم تــو هـسـتی و  آرزوی ضــمــانــتت
 
منو از پــیـش خودت بــا دست خالی رد نکن
 آخـه تو رضــایی و،  ممـنون اون رضایتـت 
 
( ندا)
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 8:44  توسط احمد  | 

سرم رو بالا نميارم. فقط مسير مستقيم خيابون رو ادامه ميدم. خوب ميدونم چي جلوي روي من هست. خوب ميدونم واسه چي دارم اين راه رو ميرم ولي جرات نگاه كردن ندارم. قدمهام رو آروم آروم برميدارم... ناگهان به جايي ميرسم كه جاده تموم ميشه. اما نه.. انگار من تموم ميشم! و تو آغاز ميشي. و تو بي پاياني. سرم رو آروم بلند ميكنم.
حس ميكنم يه چيزي توي گلوي من نفس كشيدنم رو مشكل ميكنه اما گويا تا به اين لحظه به اين خوبي نفس نكشيده ام! هوا پر از عطر بهشته. توان شكستن بغض پنهاني كه توي چشمهام نميذاره اشكهام سرازير بشن رو ندارم. دستم رو روي سينه ام ميگذارم و آروم ميگم... سلام امام رضا!
امام رضا! آخرين باري كه پيشت بودم يادته؟ يادته داشتم خداحافظي ميكردم و خداحافظي نكردم؟! يادته بهت قول دادم كه خوب بشم؟ من برگشتم. اما خوب نشدم. بد هم شدم. اصلا اين كوله بار گناه و خطا و فراموشي رو پشتم ميبيني!؟ ميبيني چقدر آدم بدقولي هستم؟ ميبيني چقدر از اون چيزي كه تو دوست داري دورم؟ آره امام رضا... سلام.
امام رضا! نگاهم كن... ببين چقدر تشنه ام. خسته از اين آوارگيم. از راه يقين دورم. خورشيد هست و من كورم... آخه دلت راضي ميشه امام رضا؟ امتحانم ميكني؟ خودت ميدوني كه شاگرد خوبي نيستم. ميدوني كه مردودم. پس چرا دعوام نميكني؟! باهام حرف بزن. اينجا بهشته و من مسافرم. واسه من يه نگاهت هم كافيه.
امام رضا! يادته اون شب توي صحن گوهرشاد؟ چشم به گنبد طلاييت دوختم و گفتم بگو كه دست خالي برنميگردم!؟ بگو كه آبروم رو ميخري؟ بگو كه سفارش دعاهام رو پيش خدا ميكني؟ حالا من باز اينجام. سلام.
ديگه طاقت نميارم. سرم ميندازم پايين و اشكهام رو با گرد و غبار زمين حرم آشنا ميكنم. كاش هرگز اين لحظه آشنايي رو از ياد نبرم.

متن خاطره از محمد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 10:16  توسط احمد  | 

زیارت

هوای تازه بوی خوب بارون
بوی گل و عطر گلا تو ایوون
شمیم آشنای یاس و پونه
زیارت و عبادت شبونه

حس می کنم زنده شدم دوباره
آسمونم پر شده از ستاره

حس می کنم درها به روم بسته نیست
غم به دلم محرم وابسته نیست

ماه کدومه گل و گلدون چیه
نفس کشیدن زیر بارون چیه

تو سینه قلبم دیگه جا نداره
لحظه رو با ثانیه می شماره

امام رضا دردا رو درمون تویی
ماه تویی شاه خراسون تویی

ضامن آهوی بیابون تویی
شفا واسه چشمای گریون تویی

بذار بیام پام برسه به خاکت
ببین منم عاشق سینه چاکت

به لحظه انگار واسه من یه ساله
تا برسم به صحن تو خیاله

دارم می آم تا که تو رو بو کنم
دارم می آم خونه تو جارو کنم

شب تا سحر تو حرمت بشینم
صبح که می شه کفتراتو ببینم

سرمه چشمام می کنم خاک تو
خاک در بارگه پاک تو

نذری دارم ادا کنم به خاکت
هر نفسم فدای خاک پاکت


شعر: فریبا وکیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:44  توسط احمد  | 

تو دل یه مزرعه| یه کلاغ رو سیاه 

                                         هوایی شده بره | پابوس امام رضا 

        اما هی فکر میکنه| اون جا جای کفتراست

                                          آخه من کجا برم | یه کلاغ که رو سیاست

 

        من که تویه سیاهیا | از همه رو سیاه ترم

                                               میون اون کبوترا | با چه رویی بپرم

             تو همین فکر بودش | کلاغ عاشق

                                     یه دلش می گفت برو | یه دلش می گفت بمون 

     که یهو صدایی گفت| تو نترس و راهی شو

                                                به سیاهی فکر نکن | تو یه زائری برو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:37  توسط احمد  | 

صلوات آقا امام رضا (ع)

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ وَ رَضَّيْتَ بِهِ مَنْ شِئْتَ مِنْ

خَلْقِكَ‏ اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ وَ قَائِماً بِأَمْرِكَ وَ نَاصِراً لِدِينِكَ وَ

شَاهِداً عَلَى عِبَادِكَ‏ وَ كَمَا نَصَحَ لَهُمْ فِي السِّرِّ وَ الْعَلاَنِيَةِ وَ دَعَا إِلَى سَبِيلِكَ

بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ

 وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ إِنَّكَ جَوَادٌ كَرِيم

 پروردگارا درود فرست بر على بن موسى آنكه او را محبوب و پسنديده خود قرار دادى و از هر كس از خلقت خواستى او را به مقام رضا و خشنودى خود مخصوص گردانيدى
 پروردگارا و چنانكه آن حضرت را حجت خود بر خلق و نگهدار و ناصر و ياور دين و شرع خود قرار دادى و گواه و مثل اعلا بر بندگانت گردانيدى
 و اى خدا چنانكه او بندگانت را پنهان و آشكار نصيحت و اندرز كرد و خلق را با حكمت و موعظه و اندرز به راه تو دعوت كرد
 پس درود فرست بر او بهترين درودى كه بر احدى از اولياء و خاصان و برگزيدگان از خلقت فرستادى كه تو خداى با وجود و كرم و احسانى
.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:29  توسط احمد  | 

یه عکس یادگاری با امام رضا (ع)

عكس يادگاري

عكس از : اميد صالحي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:24  توسط احمد  | 

شعر از مرحوم آقاسی

می دونی میخوام چیکار کنم؟
میدونی میخوام کجا برم؟
میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم.
اونجا که گمبدش طلاست با کفتراش پر بزنم.
دوسش دارم امامه در خونشون در بزنم.
بعضی شبا تو خونمون بابام به مادرم می گه میخوام برم امام رضا.
بخدا دلم تنگ دیگه.
بابام میگه امام رضا مریضا رو شفا میده.
دوای درد مردم و از طرف خدا میده.
میخوام برم به مشهدو یه هفته اونجا بمونم.
تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم.
بهش بگم اما رضا جانم فدات.
بهش بگم اما رضا مریضا رو شفا بده.
دوای درد مردم و از طرف خدا بده.
آقا جون میخوام بیام به مشهدتت به طواف کفترای گمبدت.
براش یه کیسه گندم بیارم خبر از دردای مردم بیارم.
بهشون بگم برام دعا کنن اونقدر تا که تو رو رضا کنن.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:9  توسط احمد  | 

دو جوان هندی پس از مطالعه و تحقيق، با حضور در حرم مطهر حضرت رضا(ع) به دين مبين اسلام گرويدند.

 اين دو جوان، پيوند زناشويی خود را در حرم امام رضا(ع) آغاز كردند. 
بنابر اين گزارش يك جوان26ساله هندو كه "حسين ملاء‌جوان" نام گرفته است، چندی پيش با مراجعه به اداره امور زائرين غير ايرانی حرم مطهر حضرت ثامن الحجج(ع) درخواست منابع اطلاعاتی در خصوص دين اسلام را كرده بود. 
حسين ملاء‌جوان روز ۱۶ آبانماه با حضور در حرم مطهر رضوی علاوه بر گرويدن به دين مبين اسلام با بانوی هندی كه او هم پيش از وی در اين مكان مقدس مسلمان شده، پيوند زناشويی بستند./آینده روشن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 8:59  توسط احمد  | 

شما که وبلاگ ما را مطالعه میکنید آیا تاکنون به حرم امام رضا رفته اید یا خیر؟ راه ورودی به حرم بعد از سی سال ساخت و ساز که هنوز هم تمام نشده، دسترسی به حرم را خیلی سخت کرده است. اما با همه مشکلات راه ، حرم امام رضا (ع) خیلی باصفاست . آدم سبک میشود . انگاری آنجا کسی هست که به وجود انسان آرامش میدهد، حرفها را میشنود و با کسی کینه ای ندارد. میداند معصوم نیستی و گناه هم کرده ای، اما فضای آنجا احساس خوشایندی دارد و او لبخند مهربانانه ای دارد که به همه جرأت میدهد با او حرف بزنیم . آنها که به زیارت قبور ائمه رفته اند ، میگویند که چنین آرامشی را جز در کنار کعبه تجربه نکرده اند . شاید برای آنکه امام رضای خودمان است و شاید هم برای آنست که زیارت امام رضا در این کشور یک امر کاملاً شخصی باقی مانده است و جزو کارهای رسمی دولتی نشده است. آدمها در کنار قبر امام رضا حرفهای مختلفی دارند، همه در حال زمزمه کردن حرفهای دلشان با امام رضا هستند . و گهگاهی از گوشه و کنار هیاهوئی که : « برای خوشنودی آقا امام رضا صلوات » . اگر امکان داشتید حتماً به زیارت امام رضا بروید. اگر رفتید، باور خواهید کرد که به عنوان یک "انسان" نیاز دارید که گاهی خود را در خلأ معنوی رها کنید و با امام رضا نجوا و درد دل کنید . اگر رفتید سلام ما را هم از این خطه کرمان به امام رضا برسانید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 8:29  توسط احمد  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

به لطف پروردگار و عنایت آقا علی بن موسی الرضا (ع) اولین جلسه بحث و شرح پیرامون احادیث شریف عیون اخبار الرضا سه شنبه شب ، مورخ 14/9/85 با حضور جمعی از ارادتمندان به آن وجود مقدس و همت هیئت غلامان حضرت نرجس (س) کرمان در تکیه و دارالذکر علی بن موسی الرضا (ع) برگزار و حجة الاسلام شیخ منصور کمالی از اساتید حوزه علمیه کرمان به شرح یکی از احادیث این کتاب شریف پرداختند . متن سخنرانی مزبور بزودی در همین وبلاگ در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت .

ضمناً جلسه دوم این مبحث سه شنبه 5/10/85 در همین مکان شریف برگزار خواهد شد .

همچنین جلسات قرائت قرآن کریم و دعای کمیل شبهای جمعه هر هفته بعد از نماز مغرب و عشاء نیز در مکان مزبور توسط هیئت  غلامان حضرت نرجس (س) کرمان برگزار میگردد .

آدرس تکیه : کرمان ، بلوار شهید عباسپور ( پارادیس ) کوچه 12

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 19:23  توسط احمد  | 

توصيه‌هاي بهداشتي امام رضا عليه السلام


- براي افزايش حافظه هر روز 7 مثقال كشمش سياه ناشتا بخوريد.

- براي جلوگيري از درد گوش هر شب هنگام خواب مقداري پنبه در گوش خود قرار دهيد.

- براي جلوگيري از زرد شدن ناخن‌ها و فاسد شدن اطراف ناخن‌ها و شكاف‌دار شدن روي ناخن‌ها هر پنجشنبه ناخن‌هاي خود را كوتاه كنيد.

- حمام با آب گرم باعث نظافت بدن مي‌شود و حمام با آب سرد باعث طراوت و شادابي پوست بدن مي‌شود.


توصيه‌هاي امام رضا عليه السلام در مورد آداب غذا خوردن

- هنگامي كه گرسنه هستيد غذا بخوريد و به محض اين كه احساس سيري كرديد دست از غذا بكشيد.

- زياده‌خوري باعث سوء هاضمه مي‌شود و اين مرض از تلاش براي جهاز هاضمه به وجود مي‌آيد.

- زياده‌خوري باعث چاقي مي‌شود و باعث اختلال در كار قلب شده و ايجاد امراض مفصلي مزمن مانند نقرس مي‌كند.

- با شكم سير حمام نكنيد چون باعث قلنج مي‌شود.

- براي جلوگيري از درد معده تا دست از غذا نكشيده‌ايد آب ننوشيد.


سكسكه

سكسكه حالتي است كه در اثر تحريك عصبي و انقباض پرده ديافراگم ايجاد مي‌شود و علت اصلي آن پرخوري، ناجور خوري، غذاهاي چرب و نوشيدن آب و مايعات بعد از غذا است ولي گاهي تحريكات مغز بر روي اعصابي كه به معده منتهي مي‌شود باعث سكسكه‌هاي طولاني مي‌شود.

يكي از راه‌هاي درمان سكسكه امساك و پرهيز از غذا و نوشابه به منظور استراحت و كاهش فشار ماهيچه‌هاي معده است در صورتي كه ادامه يابد، بايد علل مغزي و عصبي آن را بررسي كرد.

گاهي با ايجاد يك شوك رواني و انعطاف حواس بيمار سبب توقف مي‌شود بدين منظور با گفتن مطلبي باعث يكه خوردن و ترساندن يا شك بيمار شده، در نتيجه سكسكه متوقف مي‌شود.


كارهائي كه در رفع سكسكه مفيد است

- خوردن محلول رقيق آبليمو يا سركه يك استكان.

- خوردن محلول جوش شيرين نصف استكان.

- خوردن دم كرده باديان به منظور كاهش نفخ معده.

- آشاميدن يك ليوان آب به طور سريع در يك جرعه و بدون تنفس

- حبس نفس در سينه تا حد ممكن در چند نوبت متوالي.

- استراحت و آرامش بدن به منظور سكون و عدم تحريك اندام‌هاي گوارشي.


راه‌هاي جلوگيري از پيري زودرس پوست

- جلوگيري كردن از تابش مستقيم نور خورشيد به پوست. (از ضد آفتاب استفاده شود)

- پرهيز از آب و هواي نامساعد. (هواي بسيار سرد يا گرم)

- كاهش هيجانات و فشارهاي عصبي.

- مصرف ويتامين‌ها و تغذيه مناسب.

- پرهيز از خشكي پوست .

- ماساژ دادن پوست صورت.

- چرب كردن و مرطوب نگه‌داشتن پوست.


راه‌هاي مقابله با خشكي پوست

هميشه بايد اينگونه پوست‌ها مرطوب نگه داشته شوند:

- استفاده از كرم‌هايي كه داراي خنثي، كم الكل و چرب مانند كرم‌هاي حاوي: اسيد لاكتيك، وازلين، اوسرين، گلسيرين، رنگ‌هاي گياهي.

- عدم استفاده از صابون‌هاي معطر و رنگي (چون باعث افزايش خشكي پوست مي‌شوند.)

- استفاده از كرم ضد آفتاب با 30% - 15% =

- استفاده از روغن‌هاي گياهي: بادام و زيتون.

- ماساژ دادن پوست (باعث افزايش ترشح چربي مي‌شود.)

- از شستن روزانه صورت با صابون پرهيز و در هفته دو يا سه بار كافي است.

- بعد از شستشو، پوست به صورت نيمه خشك باشد.

- در هنگام شستشو از آب داغ استفاده نشود.


راه‌هاي مقابله با چربي پوست:

- براي تميز نگه داشتن اين پوست روزي دو بار از صابون‌هاي ضدعفوني كننده مانند: تريكلوزان يا تري كلو كرين استفاده كرد.

- براي شستشو از آب نيمه گرم استفاده شود.

- بعد از شستن پوست نبايد از كرم‌هاي چرب استفاده كرد.

- افرادي كه پوست چرب با آكنه دارند بهتر است از خشك كننده‌هاي ملايم يا صابون‌هاي حاوي تري اناول آمين استفاده كنند.

منبع:سايت مدرسه علميه نرجس عليهاالسلام

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8:29  توسط احمد  | 

توصيه‌اي از آية الله بهجت در باب

زيارت امام رضا عليه السلام


زيارت شما قلبي باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهيد، اگر حال داشتيد به حرم برويد. هنگامي که از حضرت رضا عليه السلام اذن دخول مي‌طلبيد و مي‌گوييد:

زيارت امام رضا عليه السلام از زيارت امام حسين عليه السلام بالاتر است، چرا که بسياري از مسلمانان به زيارت امام حسين عليه السلام مي‌روند. ولي فقط شيعيان اثني عشري به زيارت حضرت امام رضا عليه‌السلام مي‌آيند.

«أأدخل يا حجة الله: اي حجت خدا، آيا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنيد و ببينيد آيا تحولي در آن به وجود آمده و تغيير يافته است يا نه؟ اگر تغيير حال در شما بود، حضرت عليه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سيدالشهداء عليه السلام گريه است، اگر اشک آمد امام حسين عليه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شويد.

اگر حال داشتيد به حرم وارد شويد. اگر هيچ تغييري در دل شما به وجود نيامد و ديديد حالتان مساعد نيست، بهتر است به کار مستحبي ديگري بپردازيد. سه روز روزه بگيريد و غسل کنيد و بعد به حرم برويد و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهيد.

زيارت امام رضا عليه السلام از زيارت امام حسين عليه السلام بالاتر است، چرا که بسياري از مسلمانان به زيارت امام حسين عليه السلام مي‌روند. ولي فقط شيعيان اثني عشري به زيارت حضرت امام رضا عليه‌السلام مي‌آيند.

بسياري از حضرت رضا عليه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنيدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همين طور - کسي مادرش را به کول مي‌گرفت و به حرم مي‌برد. چيزهاي عجيبي را مي‌ديد.

ملتفت باشيد! معتقد باشيد! شفا دادن الي ماشاءالله! به تحقق پيوسته. يکي از معاودين عراقي غده‌اي داشت و مي‌بايستي مورد عمل جراحي قرار مي‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه عليهاالسلام را در خواب ديد که به وي فرمود:

«غده خوب مي‌شود. احتياج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببينيد که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زيارتنامه‌ها مورد تأييد هستند. زيارت جامعه کبيره را بخوانيد. زيارت امين الله مهم است. قلب شما- اين زيارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانيد. لازم نيست حوائج خود را در محضر امام عليه السلام بشمريد. حضرت عليه السلام مي‌دانند! مبالغه در دعاها نکنيد! زيارت قلبي باشد. امام رضا عليه السلام به کسي فرمودند:

«از بعضي گريه‌ها ناراحت هستم!»

يکي از بزرگان مي‌گويد، من به دو چيز اميدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضي که قرآن را آنچنان مي‌خوانند که گويي شاهنامه مي‌خوانند. قرآن کريم موجودي است شبيه عترت.

ثانياً در مجلس عزاداري حضرت سيدالشهداء گريه کرده‌ام.

حضرت آيت الله العظمي بروجردي رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداري از گِلِ پيشاني عزاداري امام حسين عليه السلام را بر چشمان خود ماليدم، ديگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عينک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاري در حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام حضرت به خواب کسي آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بوديد؟ فرمودند: کربلا بودم.»

اين جمله دو معني دارد:

معني اول اين که حضرت رضا عليه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معني دوم يعني اين حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسين عليه السلام ريختند و ضريح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

کسي وارد حرم حضرت رضا عليه السلام شد، متوجه شد سيدي نوراني در جلوي او مشغول خواندن زيارتنامه مي‌باشد، نزديک او شد و متوجه شد که ايشان اسامي معصومين - سلام الله عليهم - را يک يک با سلام ذکر مي‌فرمايند. هنگامي که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ رسيدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سيد بزرگوار خود مولايمان امام زمان- سلام الله عليه و ارواحنا له الفداء- مي‌باشد.

حرف آخر اين که: عمل کنيم به هر چه مي‌دانيم. احتياط کنيم در آنچه خوب نمي‌دانيم. با عصاي احتياط حرکت کنيم.

در همين حرم حضرت رضا عليه السلام چه کراماتي مشاهده شده است. کسي در رؤيا ديد که به حرم حضرت رضا عليه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عيسي و حضرت مريم عليهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختي گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا عليه‌السلام را زيارت کردند.

روز بعد آن کس در بيداري به حرم مشرف گرديد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت مي‌باشد! حضرت عيسي و حضرت مريم عليهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختي نشستند و حضرت رضا عليه‌السلام را زيارت کردند. زيارت نامه مي‌خواندند. همين زيارت نامه معمولي را مي‌خواندند! پس از خواندن زيارتنامه از همان بالاي گنبد برگشتند. دوباره وضع عادي شد و قيل و قال شروع گرديد حال آيا حضرت رضا عليه السلام وفات کرده است؟

حرف آخر اين که: عمل کنيم به هر چه مي‌دانيم. احتياط کنيم در آنچه خوب نمي‌دانيم. با عصاي احتياط حرکت کنيم.

منبع: کتاب به سوي محبوب، و کتاب برگي از دفتر آفتاب. آية الله بهجت

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 17:30  توسط احمد  | 

السلام علیک یا غریب الغربا السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقراء

 

دلم برای صفای دارالولایه و نوای نقاره خونه تنگ شده !دلم برای آب سقا خونت, اشکا,نماز شبا ,نشستن روی قالی های صحنت و زل زدن به گنبد طلات تنگ شده !دلم برای اون زمانی که وقتی وارد شهرت میشدم و از دور چشام به گنبدت میُفتاد و بدنم می لرزید تنگ شده!

دلم برای غروب های توی صحنت له له میزنه !برای شبهای آخری که دلم نیومد خداحافظی کنم و پاهام دیگه حس نداشت بر گرده !

آقای مهربونم ! آیا می تونم یه بار دیگه زائر چشمهای مهربون و دستای گرمت بشم ؟!

کمکم کن!تا دلم رو از همه دنیا و لهو ولعب هاش ببرم و به بال کبوترات ببندم تا آسمونی شه !

کاش می شد که امسال روز تولدت حرمت بودم و از ته دل فریاد میکشیدم رضا رضا دوست دارم اما حیف و صد حیف اما ...!

بنویسید به روی قبر و به روی کفنم             عاشق و دیونه امام رضا منم منم

آقا جون! تولد شما رو به فرزند دلبندتون امام زمان (عج) تبریک میگیم و از شما میخواهیم که کمکمون کنی که پاک پاک بمونیم و به قولائی که بهت دادیم عمل کنیم !

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 21:21  توسط احمد  | 

سلام ما به بارگاه طلائیت

سلام ما به صحن و سرای طلائیت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 20:34  توسط احمد  | 

امروز بعد از مدتها وقفه به مناسبت اينکه به ايام تولد امام رضا (عليه‌السلام) نزدیک می شویم ، يک روايت درباره تواضع آن حضرت می نویسم :

زماني که امام رضا(ع) به عنوان وليعهد در خراسان بود آشکار است که تا چه اندازه موقعيت سياسي داشت. ايشان به عنوان جانشين خليفه وقت شناخته مي‌شدند و طبيعي بود که مردم سخت به آن حضرت احترام مي‌گذاشتند...

اما همين امام بنا به روايتي که ابن شهر آشوب، نويسنده مشهور شيعه در قرن ششم به نقل از يعقوب بن اسحاق نوبختي روايت کرده است به گونه‌اي وارد حمام نيشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت داراي چنان مقامي است. ابن شهر آشوب مي‌نويسد: حضرت رضا «عليه‌السلام» وارد حمام شد. يکي از کساني که حاضر بود ـ و ايشان را نمي‌شناخت ـ از آن حضرت خواست تا دلاکي او را کرده به اصطلاح امروزه کيسه او را بکشد. حضرت درخواست او را پذيرفت و مشغول کار شد. برخي که امام را مي‌شناختند، آن مرد را درباره امام رضا (ع) آگاه کردند و او مشغول عذرخواهي شد. با اين حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکي او مشغول بود (مناقب ابن شهرآشوب: 2/412)....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 20:4  توسط احمد  |